أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

302

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

لطيفه : يوسف را سه حبس بود : يكى چاه برادران ، و يكى خانهء زليخا ، و سه ديگر « 1 » زندان عزيز . پادشاه عالم « 2 » در هر جاى او را « 3 » هديه فرستاد . در چاهش بجبرئيل مؤانست داد ، در خانهء زليخاش از كيد او عصمت داد ، در زندان ملكش « 4 » مملكت و ولايت و رفعت « 5 » داد . همچنين « 6 » [ 73 ب ] مؤمن را سه زندان بود : يكى رحم مادر ، و ديگر مهد ، و سديگر « 7 » گور . مؤمن « 8 » در هر مقامى خلعت ديگر يافت . در رحم صورت « 9 » يافت ، « وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ . » « 1 - » در مهد تربيت يافت ، « وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ . » در گور روح و راحت يافت ، « فروح و ريحان . » آورده‌اند كى ديوار آن خانه چنان ساخته بود كى از هر سوى [ يوسف ] نگاه كردى ، صورت خود ديدى با زليخا بهم در بستر خفته « 10 » . ملك تعالى ترا دو خانه ساخته است : يكى دنيا و ديگر « 11 » عقبى . دنيا را چنان ساخته است كى از هر سوى كى نگرى آيات صنع بينى « 12 » . شعر « 13 » و فى كل شىء له آية * دليل « 14 » على انّه واحد فردا آن سراى بهشت را در حق تو بواسطهء نور « 15 » چنان گرداند كى از هر سوى نگرى جمال صانع « 16 » بينى . « 17 » رجعنا « 18 » .

--> ( 1 ) - سوم ( 2 ) - + او را در چاه ( 3 ) - « در هر جاى او را » ندارد ( 4 ) - در زندانش ملك ( 5 ) - « رفعت » ندارد ( 6 ) - ندارد ( 7 ) - ديگر ( 8 ) - + نيز ( 9 ) - در متن : سورت ( 10 ) - + لطيفه ( 11 ) - يكى ( 12 ) - آيت صنع و قدرت مىبينى ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - يدل ( 15 ) - + معرفت ( 16 ) - + اكبر ( 17 ) - بيت : از راست نگه كنم جمالت بينم * و ز چپ چو نگه كنم جلالت بينم در زير نگه كنم كمالت بينم * چون برنگرم تو بىزوالت بينم قصه ( 18 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء مؤمن / 66